حضرت محمد(ص)فرمودند: آموختن علم بر هر مرد و زن مسلمان واجب است

مـــــــدرســــه

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

آرشیو

موضوع بندی


Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 27 آبان ماه سال 1386
● عزت نفس

یکی از عوامل بسیار مهم در رفتار سالم، عزت نفس است. بسیاری از نوجوانان و جوانان به علت ضعف در عزت نفس به رفتارهای ناسالم و آسیب‌های اجتماعی روی می‌آورند. عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. این حس از مجموع افکار، احساس‌ها، عواطف و تجربیات فرد در طول زندگی ناشی می‌شود. عزت نفس هنگامی به‌وجود می‌آید که نیازهای ابتدائی زندگی فرد به نحو مناسبی ارضا شده باشند. کودکان و نوجوانان زمانی از عزت نفس زیاد بهرە‌ مند می‌شوند که بتوانند، احساسات مثبتی را به کمک عوامل زیر تجربه کنند:

▪ همبستگی:

این احساس زمانی تجربه می‌شود که نوجوان از پیامدهای مهم زندگی خود راضی باشند.

▪ بی‌همتائی:

این احساس هنگامی به‌وجود می‌آید که نوجوان بتواند صفات یا ویژگی‌هائی که موجب تفاوت و تمایز او از دیگران می‌شود بشناسد و به آنها احترام بگذارد.

▪ قدرت:

احساس قدرت وقتی به‌وجود می‌آید که نوجوان بداند منابع، فرصت و قابلیت آن را دارد که بر شرایط زندگی خود اثر بگذارد.

▪ الگوها:

نوجوان به مدد الگوهای انسانی، فلسفی و عملیاتی، مدل‌هائی برای خویش فراهم می‌کند تا او را در استقرار معنی‌دار، هدف‌ها، آرمان‌ها و معیارهای شخصی کمک کند. به عبارت دیگر عزت نفس عبارت است از شناسائی خود و ارزش گذاردن به آن. عوامل مؤثر در عزت نفس قوی عبارتند از:

۱) خود آگاهی و شناسائی خود

۲) ارزش گذاردن به هر آن‌چه که هست

۳) باور به بی‌همتائی و بی‌نظیر بودن خود.

دکتر مامک هاشمی - مجله اقتصاد خانواده

پنجشنبه 24 آبان ماه سال 1386
مشکلات جنسی در جامعه ما (۲)

مدتهاست که مسائل و مشکلات جنسی توجه عده ای از بزرگان و صاحبنظران را به خود جلب نموده است. و آنها بر آن شده اند که به طریقی مشکلات و محرومیت های جنسی را حل کنند اما اراده هایی نیز به بهانه گسترش فساد در جامعه به شدت با آن مخالفت میکنند.

 اظهار نظر اخیر وزیر کشور که گفته بود« ما نباید از ترویج ازدواج موقت جوانان در جامعه که حکم خدا می باشد پروا داشته باشیم و این مساله باید با جسارت در کشور ترویج شود ... اسلام نسبت به جوان 15 ساله ای که خداوند شهوت را در وجود او قرار داده بی تفاوت نیست و با توجه به واقعیت های موجود در روابط نادرست میان پسر و دختر در جامعه، نباید از کنار این مساله چشم بسته بگذریم، بلکه باید برای ارضای میل جنسی جوانانی که امکان ازدواج ندارند، فکری شود و..» مخالفت های گسترده ای را به دنبال داشته است.

همچنین 16 سال پیش آقای هاشمی رفسنجانی با مایه گذاشتن از آبروی خویش، شجاعانه بحث ازدواج موقت را مطرح کردند، اما جامعه آن روز روی خوش نشان نداد، شاید اگر جامعه آن روز، انواع مفاسد و انحرافات اجتماعی امروز را می دید، اجازه می داد که راه حل متروک شرع احیا شود...

دین اسلام برای حل مشکلات و محرومیت های جنسی نه تنها توصیه نموده است که ازدواج کنید بلکه ازدواج موقت را مطرح نموده است. آیه 24 سوره نساء معروف به آیه ازدواج موقت است. اما عمر در زمان خود با ساختن توجیهاتی آن را لغو کرد اما علیرغم این مسئله همچنان توسط ائمه شیعه تبلیغ شده است. على علیه السلام فرمود است : اگر عمر , ازدواج موقت را نهى نکرده بود، جز انسانهاى بدبخت کسى به زنا دست نمیزد. همچنین امام صادق علیه السلام فرموده است: هر کس ازدواج موقت را حلال نشمرد از ما نیست.

گروهی از افراد به اصطلاح باسواد (شاید متحجر) در جامعه به ازدواج موقت تنگ نظرانه نگاه میکنند و هنگام رسیدن به آیه ازدواج موقت، نزدیک است که آن را مثل عمر لغو کنند اما رویشان نمی شود.

همچنین برخی از سیاسیون و سکولارها و مدافعان زنان شوهر دار با ازدواج موقت مخالفت میکنند.

برای اطلاعت بیشتر از لینک های (لینک دونی)سمت چپ استفاده کنید. همچنین از این لینک.


پنجشنبه 24 آبان ماه سال 1386
مشکلات جنسی در جامعه ما (۱)

نگاهی به حوادث روزنامه ها  نشان میدهد که بیشتر آنها ریشه جنسی دارد و این مسئله انسان را واقعا متحیر میکند البته ممکن است جای هیچ حیرتی هم نداشته باشد اگر به این مسئله فکر کنیم که امروزه مشکلات جنسی در جامعه ما آسیب های زیادی به قشر جوان خصوصا در بین مردان وارد میآورد. و به نظر میرسه  که روز به روز هم آثار این مشکلات در جامعه زیاد به چشم میخورد.

برخی از جامعه شناسان غرب ادعا میکنند که جوامع غربی هنگامی پیشرفت کردند که به بسیاری از عقده های جنسی پاسخ داده شد و آزادی جنسی در آن کشورها رایج شد. این مسئله میتواند برای ما جای تامل باشد.

امروزه در مدارس شاهد هستیم که بسیاری از نوجوانان  هم زمان با رسیدن به سن بلوغ به شدت در مسائل درسی خود تنزل پیدا میکنند و بیشتر اوقات خود را صرف مسائل جنسی میکنند و بعضا از ادامه تحصیل باز میمانند و در خیابانها و جلو مدارس دخترانه پرسه میزنند حتی برخی از آنها به ناهنجاریهای شدید جنسی مبتلا میشوند. به تبع آن به ناهنجاریهای دیگری هم سوق داده میشوند.

 شاید گفته شود که این شرایط نوجوانی است چیز غیر طبیعی وجود ندارد. اما ما وجود شرایط فیزیولوژیکی و افزایش فعالیتهای جنسی و ترشح هورمونها جنسی، ناشی از این دوران را قبول داریم ولی این به این معنا نیست که این فعالیتها آنقدر افراطی باشد که رشد طبیعی نوجوان را در ابعاد دیگر از او سلب کند. و او را وادار سازد که بیشتر انرژی خود را صرف رسیدن به تمایلات جنسی خود کند. و مانعی برای ادامه تحصیل او باشد این چیزی است که در مدارس، بسیاری از افراد به آن مبتلا شده اند. گویا نیروی تحرک بخش جنسی بسیار قوی تر شده است.

ای کاش این مسئله به نوجوانان مجرد محدود میشد. ولی متاسفانه بسیاری از افراد جوان و میانسال متاهل هم، دچار مشکلات و کمبود های جنسی هستند. حوادث و سرکشی ها و جنایت های جنسی هم عمدتا توسط این گروه انجام می شود. که انسان بعضا از خواندن آنها در روزنامه ها به وحشت میافتد. شما حتما از رانندگانی که ساعتها در خیابانها  به دنبال سوار کردن خانمی پرسه میزنند خبر دارید. چرا؟

 آیا این مسئله طبیعی است یا غیر طبیعی؟ یا عقده عمیق جنسی در مردان ما وجود دارد که اینها نمودی از آن است؟

به نظر میرسد که مشکلات جنسی در بین مردان جامعه ما بیشتر از خانم هاست و آن، هم مربوط به تفاوت بروز رفتارهای جنسی بین آقا و خانم و هم گسترش فراوانی استعمال مواد مخدر در بین مردان و هم وجود مشکلات روانی پنهان که توجه مردان را به سوی مسائل جنسی میکشاند. شاید یک علت اساسی دیگر هم افزایش تحریک پذیری جنسی از طریق محیط است مثل: ماهواره، اینترنت، موبایل و غیره.

 برخی نیز مربوط ویژگیهای جنسی زنان است که مردان را در تنگنا قرار میدهد:

1- عادات ماهانه در زنان- ممکن است تا 8 روز هم طول بکشد.

2- بیماریهای تناسلی در زنان بیشتر از مردان به چشم میخورد.

3- بیشتر زنان بعد از 45 سال از نظر جنسی افت پیدا میکنند. اما برخی از مردان تا 90 سالی نیز از نظر جنسی آمادگی دارند.

4- تمایلات جنسی مردان تحریک پذیری زود هنگامی دارد.

5- ...

شاید در پی چنین واقعیاتی است که ازدواج موقت و تعدد زوجات در دین اسلام آمده است.

چهارشنبه 9 آبان ماه سال 1386
تکلیف ما برای ارضای غریزه چیست؟

در زمان پیامبر که امکان ازدواج فراهم بود، ولی در زمان حاضر چنین نیست، پس تکلیف ما برای ارضای غرایز چیست؟

غریزه جنسی از نیرومند ترین غرایز در وجود انسان است که خداوند آن را در وجود وی قرار داده و اهداف و

مصالح خاصی نیز بر آن مترتب است.

به خاطر وجود همین غریزة نیرومند است که انسان گرایش به جنس مخالف می یابد و با همة مشکلاتی که وجود دارد یا تصور می شود، به ازدواج روی می آورند و حاضرند بسیاری از سختی ها و مشکلات را به

خاطر آن تحمّل کنند یا برخود هموار نمایند و از بسیاری از خواسته های خود یا خودخواهی ها بکاهند. در توضیح المسائل آمده: اگر کسی به جهت زن نداشتن به گناه می افتد، بر او واجب است ازدواج کند. در بسیاری مواقع عدم امکان ازدواج مشکل بودن آن، از طرف خودمان است، یعنی دختران یا پسرانی که می خواهند ازدواج کنند، سخت گیری های بی موردی دارند که با توجه به اهمیت این مسئله بایدتعدیل شده و آرزوها و خواسته ها را کمتر نمایند.

بعضی از مشکلات مربوط به فرهنگ جامعه است یا از طرف پدر و مادر و خواسته های غیر منطقی که دارند، تحمیل می شود و یا به نوعی در ذهن اشخاص القا می شود که رفع این مسائل نیز نیاز به تلاش جوانان دارد تا زمینه های مناسب و مساعد را آماده سازند.

در هر حال جوانان هستند که باید برای خود چاره ای بیندیشند که آیا خویش را تسلیم گناه با همه عواقب و دور شدن از رحمت الهی کنند، یا این که زمینه و شرایط ازدواج را فراهم آورندو یا اگر در مدتی که این زمینه فراهم نیست، عفت و پاکدامنی را پیشه سازند، در عین حال که به فکر ایجاد زمینه و آمادگی هستند.

پیامبر اسلام فرمود: «از گروه جوانان، هر یک از شما که قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام کند، زیرا بهترین وسیله است که چشم را از نگاه های آلوده و عورت را از بی عفتی محافظت می کند».(1)

در عین حال قرآن مجید راه مقابله با طغیان غریزه جنسی را در صورت فراهم نبودن زمینة ازدواج، عفت پیشگی و یا خویشتن داری در امور جنسی می داند و می فرماید: «آن ها که وسیلة ازدواج ندارند، باید عفت پیشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بی نیاز کند».(2) البته این امر، نیاز به مقاومت سرسختانه دارد که در روایات به عنوان جهاد اکبر مطرح شده است.

تسهیل کنترل غریزه جنسی در گرو اموری است:

1ـ طرد افکار شیطانی: مشکل ترین مرحلة رویارویی با انحراف جنسی، سالم سازی اندیشه و پرهیز از افکار شهوی است. امام علی(ع) می فرماید: «کسی که در اطراف گناه بسیار بیندیشد، سرانجام به آن کشیده خواهد شد».(3)

2ـ پر کردن اوقات فراغت با مطالعه، تفریح، مسافرت و غیره.

3ـ کنترل چشم: نگاه راهبر دل و دام شیطان و بذر شهوت است. برای مهار غریزة جنسی باید از دیدن آن

چه که میل جنسی را تحریک می کند خودداری کرد. امام علی(ع) می فرماید: «بهترین عامل رو گردانی

از شهوات، فروبستن چشم ها است».(4)

4ـ عدم آمیختگی زن و مرد: همنشینی زن و مرد و همسخن شدن و خلوت کردن با یکدیگر زمینة لغزش را

فراهم می کند.

5ـ کم خوری: یکی دیگر از راه های کنترل غریزة جنسی، دوری از پرخوری است. از این رو در روایات اسلامی از روزه داری به عنوان عامل تعدیل غریزة جنسی یاد شده است.

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «ای جوانان، هر یک از شما قدرت ازدواج دارد، ازدواج کند و اگر قدرت ندارد روزه بگیرد، زیرا روزه گرفتن برای کنترل شهوت مفید است».(5)

6ـ یکی از راه های آرام کردن طوفان غریزة جنسی در انسان، ورزش و فعالیت بدنی است، زیرا ورزش

مقدار فراوانی از انرژی های بدنی و فکری انسان را به خود اختصاص می دهد و از مسایل دیگر کم می

کند.

7ـ آخرت گرایی: توجه به پاداش اخروی دربارة کسانی که دامن خود را از گناه پاک داشته اند. امام علی(ع) می فرماید: «کسی که به بهشت علاقه دارد، خواهش های نفس و شهوات را فراموش کند».(6)

8ـ یاد مرگ: رسول خدا(ص) اصحاب خود را دربارة مرگ بسیار سفارش می کرد و می فرمود: «زیاد مرگ را

یاد کنید، زیرا یاد مرگ شکنندة لذات نفسانی و مانع میان تو و شهوات است

‌آیا اعمال نامشروع پدر پیش از ازدواج در آینده فرزندان تأثیر دارد؟

قرآن مجید می‌فرماید: «آن‌ها که از موضع آیندۀ فرزندان خود می ترسند، باید از خیانت دربارۀ یتیمان وآزار آن‌ها بترسند».(1) از این آیه استفاده می شود که اثر زیانبار بعضی از گناهان تنها متوجه گناهکار نیست،بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش آن است: «کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند،تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شوند، بنابر این آن‌ها که اساس ظلم و ستم بر ایتام را در اجتماع می‌گذارند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها راخواهد گرفت. در حقیقت این موضوع یکی از آثار وضعی و تکوینی اعمال آن‌ها است و اگر به خداوندنسبت داده می‌شود، به خاطر آن است که تمام آثار تکوینی و خواص علت و معلول به او منسوب است و به هیچ وجه ظلم و ستمی از ناحیه خداوند بر کسی نخواهد شد. خلاصه هنگامی که پای ظلم و ستم در اجتماع باز شد، پای ظالم و فرزندان او را هم خواهد گرفت».

دنیا جای مکافات است:

از مکافات عمل غافل مشو،                  گندم از گندم بروید، جو ز جو

البته این موضوع در صورتی است که گناهکار توبه نکرده باشد اما اگر توبه واقعی کرد، تمام آثار گناه محو

خواهد شد.از طرف دیگر عکس این قضیه را نیز در داستان حضرت خضر(ع) و حضرت موسی(ع) می‌بینیم. وقتی که

این دو با دیوار کج مواجه شدند، حضرت خضر به موسی گفت: این دیوار را باید از نو بسازیم، حضرت موسی ناراحت شد و گفت: آن‌ها به ما غذا ندادند، حالا برای آن‌ها کارگری کنیم؟! حضرت خضر فلسفه کارش با چنین بیان کرد: آن دیوار به دو بچه یتیم تعلق داشت و گنجی زیر آن بود. و پدر این دو بچه مردی

شایسته و خدمتگذار به دیگران بود، به همین جهت از جانب خدا دستور داشتم تا دیوار را خراب کرده و از

نو بسازم تا قبل از بزرگ شدن بچه‌ها دیوار خراب نشود و گنج زیر آن را دیگران تصرف نکنند

از مجموع مطالب استفاده می‌شود که عمل خوب و بد پدر بر آیتیه فرزندان تأثیر دارد. البته لازم نیست عمل پدر، فرزند بلاواسطه را تحت تأثیر قرار دهد. در پاره‌ای از روایات می‌خوانیم آن مرد صالح در داستان پیش گفته پدر بلاواسطه یتیمان نبود، بلکه از اجداد دورش محسوب می‌شد

ممکن است این سؤال پیش آید که ِآیا تأثیر عمل پدر بر فرزند با عدل الهی سازگار است؟ در پاسخ باید گفت: مکافات طبیعی، نتیجه و لازمۀ عمل است. برخی از اعمال در دنیا نتایج خود را نشان می‌دهد و به

اصطلاح کِشته‌ها درو می‌گردد.

هر چند محاسبه دقیق و مجازا ت کامل در آخرت انجام می‌گیرد. کارهایی که مربوط به مخلوق خدا است،

خواه نیکی و خدمت به خلق باشد یا بدی و صدمه به مردم، غالباً در دنیا پاداش و کیفری دارد، بی آن که

چیزی از جزای اخروی کاسته شود

بنابر این گناه اثر وضعی دارد که خواه ناخواه تأثیر خود را می‌گذارد. کیفر قانونی نیست تا کسی بگوید پدر

ظلم کرده، چرا فرزند باید کیفر ببیند؟! به عبارت دیگر : رابطه عمل و عکس‌العمل چنین امری را اقتضا می‌کند.

این جهان کوه است و فعل ما ندا باز آید سوی ما از کُِه صدا البته در مقام تکلیف بر انسان‌ها، آن چیزها هم لحاظ می‌شود، یعنی هر انسانی بر اساس توانایی‌ها و استعداد‌های ویژه ای که دارد (که بعضاً از پدران به ارث رسیده) تکلیف می‌شود.

هم چنین نباید چنین بیندیشیم که هرگاه صدمه و مصیبتی بر یک فرد یا یک گروه وارد شد، حتماً مکافات اعمال آن‌ها است، زیرا مصائب این جهان فلسفه‌های دیگری هم دارد. آن چه معتقد هستیم، این است که در جهان فی الجمله مکافات عمل هم وجود دارد».(6) نکته مهم دیگر آن است که این حکم شامل همۀ کارهای خوب و بد پدر نمی‌شود. اجمالاً بر بعضی از کارها مانند ظلم و پامال کردن حقوق دیگران چنین حکمی مترتب است

منبع:http://gharize.blogfa.com/


جمعه 19 خرداد ماه سال 1385
آموزش خانواده - طلاق(قسمت چهارم)

طـــــلاق

هر انسانی با هزاران آرزو و امید ازدواج می کند. و ای بسا در دوران مجردی در کنار همسر آینده خود  دنیایی را برای خود ترسیم می کند. دنیایی که سر شار از عشق امید و انگیزه است. همان نیرویی که حیات او را معنی می بخشد. و محرک او برای امید به زندگی است. اما بعد از ازدواج شرایط جدیدی پیش می آید و مسائل پیچیده ای ما را به چالش می کشد. مسائلی چون گذشت، سکوت،صبر یا انتقام، فریاد ، بی صبری و جدایی.

افراد زیادی معتقد هستند که باید قبل از ازدواج دختر و پسر با هم در ارتباط باشند و  به هم علاقه مند شوند. و بالاتر از آن عاشق همدیگر شوند. چون فکر می کنند که چنین ازدواجی می تواند معنی واقعی داشته باشد. و به زندگی گرمی میبخشد. چنین تفکری بیشتر تکیه بر دختر و پسر است. نه توجه نخست به اصالت خانوادگی و نه سطح سواد و فرهنگ و نه هم عقیده بودن.  همین که آنها(دختر و پسر) به هم علاقه مند شدند و همدیگر را پسندیدند کار تمام است. و سایر مسائل قابل حل است.

در مقابل گروهی نیز هستند که معتقدند دختر و پسر نباید فبل ازدواج با هم در ارتباط باشند و رابطه عشق و عاشقی داشته باشند.(نظر اسلام هم هین است). بلکه عشق و علاقه بعد از ازدواج حاصل می شود.این دیدگاه تکیه بر اصالت خانوادگی و هم کفو بودن (عقیده و ایمان،سواد،فرهنگ) دارد. در این دیدگاه دختر و پسر نباید بر اساس احساسات و تمایلات خود دلباخته کسی شوند که هم با فرهنگ خانواده طرف فاصله زیادی دارند و هم، هم کفو نیستند. این نظر که اصل دوست داشتن دختر و پسر قبل از ازدواج است مورد توجه بسیاری از افراد خصوصاً جوانهاست. اما این مسئله می تواند آسیب پذیری افراد را بیشتر کند. چون اولاً بیشتر دوست داشتن های افراد واقعی نیست  و آنچه ما به عنوان عشق نام می بریم با عشق واقعی فاصله زیادی دارد. و بیشتر توجه به خود است تا توجه به دیگری. در عشق واقعی انسان دیگری را می بیند نه خود را. و نه رسیدن به امیال و خواهش های نفسانی و نه هدفی دیگر. دوماً با گذشت زمان و تغییر شرایط ،انسان خیلی زود ماهیت واقعی خود را به دیگران نشان میدهد. این زمانی است که افراد از دنیای مبهم تمایلات بیرون می آیند. و قادر می شوند که عیوب فرد مقابل را ببینند. آن موقع است که افراد به اشتباه خود واقف می شوند. و تازه می فهمند که دنیای احساسات و ناشیگری ها اجازه نداده است که عیوب طرف مقابل را ببیند.حالا هم باید تاوان آنرا  پرداخت کنند و شاید مجبور شوند که طلاق بگیرند.  بسیاری از ازدواج هایی که به ظاهر با عشق شروع شد اما منجر به طلاق شد .و چه دختر و پسر هایی که مدتها با هم بودند اما بعد از ازدواج نتوانستند همدیگر را تحمل کنند و از هم جدا شدند. این هشداری است به ما که ازدواج خود را بر اساس صرفاً جذابیت های ظاهری و علاقه های به ظاهر عاشقانه در خطر قرار ندهیم و این را بدانیم که یکبار عمر می کنیم. در این رابطه بهتر است به خانواده و سطح فرهنگ و سواد و تناسب سنی توجه کنیم.

متاسفانه تحقیقات نشان می دهد که آمار طلاق طی سالها ی اخیر در کشور ما افزایش چشمگیری داشته است.به طوری که منابع رسمی اعلام می کنند که 25در صد ازدواج های تهرانی ها به طلاق منجر می شود. این در حالی است که این آمار در شهرستانها به 1/14درصد می رسد.همچنین 85درصد موارد در خواست طلاق نیز از سوی زنان ارائه شده است. گفته می شود که در شش ماهه ی اول سال 84 آمار طلاق رشد چشمگیری داشته است که این افزایش در کلان شهرهای بزرگ نظیر تهران معادل 30درصدد نشان می دهد. این در حالی است که در شش ماهه نخست سال جاری آمار ازدواج تنها 4درصد افزایش پیدا کرده است.آمار طبقاتی اجتماعی هم کمیت های مختلفی را در رابطه طلاق را نشان می دهد که معلمین 4درصد و کارمندان با 10درصد کمترین طلاق را در کشور دارند. و همچنین بررسیها نشان می دهد که علیرغم اینکه آمار طلاق شهر و روستا در مقایسه باهم اختلاف زیادی در سالهای گذشته نشان میدادند اما در سالهای اخیر به هم نزدیک تر شده، و آمار طلاق در روستاها افزایش پیدا کرده است.

برای اطلاعات بیشتر به منابع زیر مراجعه شود.

http://www.deedgah.org/gunagoon/gunagoon019.htm

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=284927

http://www.niksalehi.com/public/archives/000290.php


جمعه 19 خرداد ماه سال 1385
آموزش خانواده -مدیریت در خانواده(قسمت سوم)

انواع مدیریت در خانواده :

1- مدیریت مستبدانه و یا دیکتاتوری: ویژگیها ی این خانواده عبارتند ار:

  • استفاده از تنبیه به عنوان روش تربیت.
  • تنها فرد مستبد استقلال دارد.
  • فقط او قدرت تصمیم گیری دارد.
  • در خانواده ترس و وحشت و اضطراب حاکم است.
  • در این خانواده فرزندان ظاهرا حالت تسلیم و اطاعت دارند.
  • دلیل و چرایی در این خانواده وجود ندارد.
  • فرد مستبد می خواهد به همه چیز دخالت کند. و انتظار دارد که در همه زمینه ها اعضای خانواده از او دستور بگیرند.
  • مشورت در این خانواده نیست. و دیگران به حساب نمی آیند.

2- مدیریت آزادی مطلق یا خود مختاری: منظور از مدیریت آزادی مطلق  این است که هر کس در کار دیگری دخالتی ندارد و هر فرد درخانه مطابق میل خود رفتار می کند. والدین هم فرزندان را به حال خود رها کرده اند.

 ویژگیهای اصلی این خانواده عبارتند از :

·        بی نظمی و هرج و مرج در خانواده .

·        احساس مسئولیت نداشتن نسبت به دیگران.

·        مدیریت در خانواده دچار آسیب شده است.

·        هر فرد بر اساس تمایلات خود رفتار می کند.

·        محبت، صمیمیت و احساس مسئولیت در خانواده جای خود را به بی نظمی و  بی بند و باری و خود کامگی داده است.

·        بیشترین انحرافات دختران و پسران در چنین خانواده هایی می باشد.

3- مدیریت آزاد منشانه: از روشهای مناسب و مطلوب مدیریت در خانواده است. ویژگیهای این خانواده عبارتند از:

·        در این خانواده بین اعضا مشورت صورت می گیرد. و آنها حرفهای همدیگر ار می شنوند. و تصمیمات مشترک می گیرند.

·        بر این خانواده حق سالاری حاکم است. و هر کس به اندازه خو د در اداره خانواده مشارکت می کند.

·        زن و شوهر همدیگر را دوست دارند. و برای هم ارزش قائل هستند.

·        بین اعضای خانواده احترام متقابل وجود دارد.

·        با اینکه در چنین خانواده ای مدیر پدر خانواده است، اما یک فرد مستبد نیست بلکه مشورت با همسر و فرزندان جرء برنامه های اوست. همچنین محبت و اقناع اعضای خانواده را مد نظر قرار می دهد. و هر فردی گوشه ای از کارهای خانه را انجام می دهند.

·        در این خانواده اعضا احساس امنیت می کنند.

·        فرزندان با کمک و مشورت والدین به بالندگی فکر می کنند.

·        فرزندان به قدر کافی از سوی والدین محبت می بینند.

·        استقلال فرزندان مد نظر قرار می گیرد.

·        در این خانواده گذشت، سکوت و صبر  آموخته می شود.

·        اعضای خانواده در چهار چوب به توافق رسیده خانواده رفتار می کنند.

·        در این خانواده مقدم بر احساس عقل حاکم است.

·        نوعی احساس رضایت در اعضا وجود دارد.

·        پدر و مادر نقش الگویی خود را از دست نداده اند.


جمعه 19 خرداد ماه سال 1385
آموزش خانواده (قسمت دوم)

خانواده را به دو دسته کلی تقسیم می کنند.

الف)- خانواده متعادل

خانواده متعادل دارای ویژگیهای زیر است:

ثبات فیزیکی و مکانی دارد  ـ رشد و پویایی و آگاهی دارد ـ بر آن مدیریت و قانون و کنترل حاکم است ـ اعضا از لحاظ عاطفی و عقلی ارتباط مثبت با هم دارند

 ب)- خانواده نامتعادل.

خانواده نامتعادل خانواده ای است که اعضای آن به علل مختلف نمی توانند تقش های خود را در خانواده به خوبی ایفا نمایند و اعضای آن احساس آرامش و امنیت و رضایت مندی ندارند. و پویایی و رشد آنها دچار اختلال شده است. 

 خانواده نامتعادل خود تقسیماتی دارد.که عبارتند از:  

۱- خانواده گسسته:

خانواده گسسته خانواده ای است که اعضای آن با اینکه در کنار هم زندگی می کنند اما ارتباط و مناسبات درستی بین اعضا وجود ندارد. که خود تقسیماتی دارد که عبارتند از:

الف)- خانواده قطبی .(پدر سالار - مادر سالار - فرزند سالار)

خانواده های قطبی به خانواده هایی می گویند که قدرت در خانواده توسط یک فرد خاص اعمال می شود و بقیه تحت تسلط او هستند.

ب)- خانواده آشفته  یا بی سامان .

خانواده ای که در آن قانونمندی و مدیریت و ارتباط صحیح بین اعضا به طور موثری آسیب دیده است. مانند خانواده قطبی.

ج)- خانواده بی عاطفه.

خانواده ای که در آن عاطفه و محبت و همدلی  وجود ندارد. در یک خانواده متعادل باید عقل و خرد همراه با عاطفه حاکم باشد و این دو بدن دیگری وظایف خانواده را تکمیل نمی کند.

 ۲- خانواده گسیخته.

خانواده ای  است که اعضا ارتباط کمی با هم دارند و یا اصلا ارتباط آنها از هم بکلی قطع شده است. مثل

خانواده نا پیوسته.

خانواده ای است که زن یا شوهر به علل ناسازگاری بدون صدور حکم قانونی در کنار هم زندگی نمی کنند. و در بلاتکلیفی بسر می برند.

خانواده طلاق.

خانواده ای که از نظر حقوقی از هم جدا شده اند و کنار هم نیستند.

توضیح خانواده قطبی:

سه نوع خانواده قطبی وجود دارد: خانواده پدر سالار، خانواده مادر سالار و خانواده فرزند سالار.

1- خانواده پدر سالار : در این خانواده  پدر حرف اول را می زند و بقیه محکوم به اطاعت از او هستند و او بر مادر و فرزندان تسلط دارد. و بدون اجازه او کسی حق تصمیم گیری و عمل ندارد. خانواده های پدر سالار در جوامع سنتی بسیار رایج بودند و هنوز هم بسیاری از خانواده ها در جوامع هستند که پدر بر آنان سلطه کامل دارد. در این خانواده ها استقلال فرزندان دچار اختلال می شود . و قدرت تصمیم گیری و قضاوت آنها خوب رشد نمی کند . پسران این خانواده بعضا افرادی ضعیف در عین حال زور گو بار می آیند که از منطق پیروی نمی کنند و ممکن است ازدواج پر خطری را تجربه کنند. اگر همسر آنها از خانواده پدر سالار باشد پسر هم مثل پدر بر خانواده حکم فرمایی می کند. اما اگر همسر از خانواده مادر سالار باشد، آنوقت کشمکش همیشگی ، خانواده را ممکن است از هم بپاشد. البته جریان دیگری نیز ممکن است پیش بیاید. این زمانی است که پدر با رفتارهای زور گویانه خود با مادر خانواده،  حس ترحم پسر را بر انگیزد و او را نسبت به رفتارهای پدر بیزار کند، و نقش الگویی پدر را از دست بدهد و نتواند رفتار مناسب و متعادل نسبت به همسر آینده خود داشته باشد ( ودر واقع خلع سلاح  شود) و همسرش نیز او را فردی ضعیف و بی عرضه قلمداد کند. در این صورت نیز احتمال آسیب دیدن خانواده خصوصا فرزندان بسیار زیاد است. وضعیت دختر چنین خانواده ای نیز بهتر از پسر نیست. و حالت افراط و تفریط در آینده او موج خواهد زد. در هر صورت تعادل در خانواده پدرسالار وجود ندارد. و این خانواده خصوصا در جامعه روبه رشد امروزی بجز آسیب رساندن و تربیت افراد نالایق و از تعادل خارج شده و در خطر انداختن سرنوشت اعضای خانواده، فایده ی دیگری ندارد.

2- خانواده مادر سالار: در این خانواده مادر بر دیگر اعضا تسلط کامل دارد و هیچ کس حق ندارد بدون اجازه او رفتاری کند. پدر خانواده فردی ضعیف و بی اراده است و فرزندان نقش الگوی پدر را ندارند و او را فردی مطیع مادر می دانند. پدری که باید مظهر الگوی قدرت کودکان باشد فردی ضعیف است . پسرها در این خانواده ممکن است با دو نگرش متفاوت پا به عرضه زندگی بگذارد و نتواند یک مدیر خوب برای خانواده خود باشند. یا حس انتقام از زنان بعلت رفتار مادرشان با پدر شکل بگیرد یا مثل پدر در مقابل همسران آینده خود ضعیف باشند. در هر دو صورت خانواده این افراد آسیب خواهند دید. وضعیت رفتار دختران این خانواده نیز در آینده نامتعادل خواهد بود. (حالت تعادل و میانه روی در میان نیست.)

3- خانواده فرزند سالار : در این خانواده به خواسته های فرزند پاسخ بی حدوحصر داده می شود و فرزندان آزادی زیادی دارند. و کنترل منطقی روی آنان صورت نمی گیرد و خانواده بر اساس خواسته های آنها تنظیم می شود. اگر فرزندی از طرف مادر یا پدر مورد عتاب قرار گیرد، ممکن است دیگر اعضا بشدت با او برخورد کنند تا رضایت فرزند تامین شود. خانواده های فرزند سالار روز به روز در جامعه ما افزایش پیدا می کنند و علت گسترش آن هم دلایل زیادی دارد از جمله :

 1- تغییر نگرش والدین نسبت به حقوق و آزادی فرزندان.

  2- پیشی گرفتن فرزندان نسبت به والدین در درک رویدادهای پیش رونده جامعه امروزی.

 3- و تمایل خانواده ها برای تربیت فرزندان قدرتمند.

همه ی این عوامل اهمیت تربیت فرزندان را به ما گوشزد می کند. اما در عین حال ممکن است باعث اشتباه در ما شده و ما وظیفه ی خود را فراموش کرده دچار گمراهی شویم و فرزندان خود را نا خواسته با اسم تربیت به سوی بدبختی سوق دهیم.

 همه ی ما می دانیم فرزندان ما در سنین پائین از تجربه و دانسته های کمی برخوردارند و  نیاز دارند که به آنها کمک کنیم نه آنها را به حال خود رها کنیم و آزادی مطلق به آنها بدهیم. فرزندان ما نیاز به کنترل منطقی دارند و درست نیست که والدین بر اساس خواسته های آنها حرکت کرده و تسلیم خواسته های غیر منطقی آنها شوند .

در خانواده های فرزند سالار  علاوه بر اشکالات فراوان، بی کفایتی پدر و مادر بخوبی روشن می شود. و فرزند گاهی تصمیمات احساسی و عاطفی شدید می گیرد که موجب دردسر اعضای خانواده می شود. در این میان فرزندان هر کدام تلاش دارند که در خانواده به شکلی خود را مطرح کنند. که این موجب تنش و درگیری می شود.خانواده های فرزند سالار آسیب پذیرترین خانواده ها هستند. که تعادل منطقی در روح و روان فرزندان این خانواده ها وجود ندارد. و اغلب در چنین خانواده هایی قانونمندی حاکم نیست.

فرزند سالاری گاهی مربوط به تصمیم نه چندان آگاهانه پدر و مادر مربوط می شود. که برخی از دلایل آن را گفتیم. اما گاهی نیز مربوط به بی کفایتی و وجود مشکلات عدیده ای است که پدر و مادر را به شدت مشغول کرده است. و در نتیجه فرزندان در این بی مدیریتی ظاهرا عنان اختیار را به دست گرفته اند.

خانواده های پدر سالار نسبت به خانواده های مادر سالار و فرزند سالار  وضعیت بهتری دارند اما همان طور که گفته شد پدر سالاری نیز در شرایط زمانی پیچیده کنونی یک خانواده نامتعادل محسوب می شود. 

نه پدر سالار، نه مادر سالار و نه فرزند سالار،  بلکه خانواده متعادل خانواده ای است که بر آن حق سالاری و قانون حاکم باشد. و هر کس به اندازه ای که حق دارد بهره مند بشود. و مدیریت چنین خانواده ای با اینکه با پدر خانواده است. اما او باید یک مدیریت آزاد منشانه داشته باشد نه مدیریت دیکتاتوری.


جمعه 19 خرداد ماه سال 1385
آموزش خانواده - اهمیت آموزش خانواده(قسمت اول)

اهمیت آموزش خانواده

امروزه ما شاهد تحولات حیرت آور جوامع انسانی در ابعاد مختلف هستیم که باعث شده فرزندان ما خارج از تصمیم و اراده ما تربیت بشوند. ابزارهای ارتباطی امروزه  به گونه ای هستند که د